درخت بهشتی

درخت بهشتی

امام علی (ع) : هرکه همه ی فکرش آخرت باشد ، خدا دنیای او را کفایت کند ؛

هرکه درون خود را درست کندخدا برونش را اصلاح می کند ،

و هرکه رابطه ی میان خود و خدایش را درست کندخدا رابطه ی میان او و مردم را سامان می دهد .

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۷ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۵۹
مشتی خاک

زندگی در نگهم گلزاریست

و تو با قامت چون نیلوفر،

شاخه ی پُرگل این گلزاری.

من در اندام تو یک خرمن گل می بینم.

گل گیسو، گل لب ها ، گل لبخند شباب.

من به چشم های تو گل های فراوان دیدم.

گل عفت، گل صد رنگ امید

گل فردای بزرگ، گل فردای سپید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۵۷
مشتی خاک


دعاکنیم:

چشمانی داشته باشیم که بهترین ها را از آدم ببیند

قلبی داشته باشیم که خطاکارترین را ببخشد

ذهنی داشته باشیم که بدی ها را فراموش کند

روحی داشته باشیم که هیچگاه ایمانش به خدا را از دست ندهد

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۵۴
مشتی خاک

بهترین پندآموزبرای تودنیاست، اگرازدگرگونی حالاتی که به تو نشان می دهد وازجدایی وپراکندگی ای که به تواعلام می کند، پندگیری!!!

 

 

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۵۱
مشتی خاک


 زبان حال حضرت زینب(س)

مادرم بستریه - گل نیلوفریه

می دونم که قسمتم - غم بی مادریه

دلم از غصه کبابه - حال مادرم خرابه

بشنو ای شهر مدینه - دیدن مریض ثوابه

زخم بازوش منو کشته - درد پهلوش منو کشته

بشکنه دست مغیره - کبود روش منو کشته

تا سحر کنار بستر می مونم

آیه ی امن یجیب و می خونم

گلم از پهلو گلابش می ریزه

به خدا هر شب می یاد به لب جونم

مادرم وای مادرم وای مادرم

***

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۲۵
مشتی خاک

هیچ جسدی را حق ندارند که در مسجد دفن کنند. و بزرگترین مسجد زمین مسجدالحرام است، کعبه. این خانه‌ای که حرم خداست و حریم خداست، قبله همه سجده‌ها، خانه‌ای که به فرمان او و بدست ابراهیم بزرگ برپا شده است و خانه‌ای که پیامبر بزرگ اسلام افتخارش و "رسالتش" آزاد کردن این خانه "آزاد" است و طواف برگرد آن و سجده به سوی آن. همه پیامبران بزرگ تاریخ خادم این خانه‌اند، اما هیچ پیامبری حق ندارد در اینجا دفن شود. ابراهیم آنرا بنا کرد و مدفنش آنجا نیست و محمدۖ آنرا آزاد کرد و مدفنش آنجا نیست. در طول تاریخ بشریت، تنها و تنها یک تن از چنین شرفی برخوردار است، خدای اسلام از نوع انسان یکی را برگزید تا در خانه خاص خویش، در کعبه دفن شود. کی؟ یک زن، یک کنیز، هاجر. خدا به ابراهیم فرمان می‌دهد که بزرگترین پرستشگاه انسان را – خانه مرا- کنار خانه این زن بنا کن. و بشریت، همیشه باید برگرد خانه هاجر طواف کند. خدای ابراهیم، سرباز گمنامش را از میان این امت بزرگ، یک زن انتخاب می کند، یک مادر آن هم یک کنیز. یعنی موجودی که در نظام‌های بشری از هر فخری عاری بوده است. آری، در این مکتب این چنین انقلاب می‌کنند. در این مذهب این چنین زن را آزاد می‌سازند. این تجلیل از مقام زن است. و اکنون باز خدای ابراهیم فاطمه را انتخاب کرده است. با فاطمه، "دختر"، به عنوان وارث مفاخر خاندان خویش، و صاحب ارزشهای نیاکان و ادامه شجره تبار و اعتبار پدر، جانشین "پسر" می‌شود. در جامعه‌ای که ننگ دختر بودن را تنها زنده به گور کردنش پاک می کرد و بهترین دامادی که هر پدری آرزو می‌کرد نامش "قبر" بود. و محمد می‌دانست که دست تقدیر با او چه کرده است. و فاطمه نیز میدانست که کیست. این است که تاریخ از رفتار محمد با دختر کوچکش فاطمه در شگفت است و از نوع سخن گفتنش با او و ستایش‌های غیر عادی‌اش از او. خانه فاطمه و خانه محمد کنار هم است. فاطمه تنها کسی است که با همسرش علی در مسجد پیامبر، با او هم خانه‌اند، این دو خانه را یک خلوت دو متری از هم جدا میکند و دو پنجره روبروی هم ، خانه محمد و فاطمه را به هم باز می کند. هر صبح پدر دریچه را می‌گشاید و به دختر کوچکش سلام میدهد هرگاه به سفر می رود، در خانه فاطمه را می‌زند و از او خداحافظی می‌کند، فاطمه آخرین کسی است که از او وداع می‌کند، و هر گاه از سفر باز می‌گردد، فاطمه اولین کسی است که به سراغش می‌رود، در خانه فاطمه را می‌زند و حال او را می‌پرسد. در برخی متون تاریخی تصریح دارد که:"پیغمبر چهره و دو دست فاطمه را بوسه می‌داد". اینگونه رفتار بشر از تحبیب و نوازش دختری از جانب پدر مهربانش معنی دارد."پدری دست دختر را می‌بوسد"، "آنهم دخترکوچکش را". چنین رفتاری در چنان محیطی یک ضربه انقلابی بر خانواده‌ها و روابط غیر انسانی محیط بوده است. "پیغمبر اسلام دست فاطمه را می‌بوسد". چنین رفتاری چشم را به عظمت شگفت فاطمه می‌گشاید و بالاخره چنین رفتاری از جانب پیغمبر به همه انسانها و انسانهای همیشه می‌آموزد که از عادات و اوهام تاریخی و سنتی نجات یابند، به مرد می آموزد که از تحت جبروت و جباریت خشن و فرعونیش در برابر زن فرود آید و به زن اشاره می‌کند که از پستی و حقارت قدیم و جدیدش که تنها ملعبه زندگی باشد، به قله بلند شکوه و حشمت انسانی فراز آید! این است که پیغمبر، نه تنها به نشانه محبت پدری، بلکه همچون یک "وظیفه"، یک "مأموریت خطیر" از فاطمه تجلیل می‌کند و این چنین نیز با او سخن می‌گوید بهترین زنان جهان چهار تن‌اند: مریم، آسیه، خدیجه و- فاطمه(ع). الله از خشنودیت خشنود می‌شود و از خشمت به خشم می آید. خشنودی فاطمه خشنودی من است، خشم او خشم من، هرکه دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست دارد و هرکه فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته است و هرکه فاطمه را خشمگین کند مرا خشمگین کرده است .فاطمه پاره‌ای از تن من است، هرکه او را بیازارد مرا آزرده است و هرکه مرا بیازارد خدا را آزرده است ...

این همه تکرارها چرا؟ تاریخ همه را پاسخ گفته است

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۵۳
مشتی خاک
چنین تصور نشود که دوست داشتن مسأله‌ای پیش پا افتاده و فرعی در دیدگاه شرع مقدس اسلام است. اگر اندکی به متون اسلامی مراجعه شود به این نتیجه می رسیم که اسلام برای دوست داشتن جایگاه ویژه‌ای لحاظ کرده است. می توان گفت دوست داشتن از عمل سخت تر است.

محبت در قرآن

قرآن که مهمترین و بزرگترین منبع دین اسلام است در این باب فراوان سخن به میان آورده است. در چند جای از قرآن لفظ دوست داشتن آمده است: یکسری از آیات که مربوط می شود به اینکه خداوند چه کسانی را دوست دارد و چه کسانی را دوست ندارد. از جمله آیات دیگر در این زمینه:

وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ ...بعضى از مردم، معبودهایى غیر از خداوند براى خود انتخاب مى‏ کنند؛ و آنها را همچون خدا دوست مى‏ دارند. اما آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، (از مشرکان نسبت به معبودهاشان،) شدیدتر است.(۱) بنابراین امکان ندارد کسی ایمان به خدا داشته باشد اما او را دوست نداشته باشد؛ ایمان بدون محبت خدا معنا ندارد.         

در جای دیگر می فرماید: وَ لکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ‏ إِلَیْکُمُ الْإیمانَ وَ زَیَّنَهُ فی‏ قُلُوبِکُمْ وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ أُولئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ؛ ولى خداوند ایمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهایتان زینت بخشیده، و(به عکس) کفر و فسق و گناه را منفورتان قرار داده است؛ کسانى که داراى این صفاتند هدایت یافتگانند! (۲) که دوستی معتقدات دینی از نشانه های هدایت معرفی شده است.

یکی از فروع دین تولی است یعنی دوست داشتن برای رضای خدا همانطور که قرآن از زبان سلیمان نبی می گوید: فَقالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَ‏ الْخَیْرِ عَنْ ذِکْرِ رَبِّی حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجاب‏؛ (سلیمان) گفت: «من این اسبان را بخاطر پروردگارم دوست دارم (و مى‏خواهم از آنها در جهاد استفاده کنم»... (۳)

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۱۸
مشتی خاک